اسكندر بيگ تركمان
839
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
مهام بنى آدم در مشيت آفرينندهء هر صغير و كبير است و تدبير عقلاء دهر را در تقديرات ازلى دخلى نه كه يفعل الله ما يشاء و يحكم ما يريد اما بمقتضى عقل دورانديش رأى جهان آرا اقتضاى آن مينمود كه چون اعانت و امداد جناب خانى بر ذمت همت بل كل طبقهء قزلباش لازم آمده مناسب آنست كه موكب نصرت قرين شاهى بمرافقت عالى بجانب خراسان در حركت آمده جناب خانى را با لشكر گران روانهء ديار خود گردانند كه اگر بنهضت همايون احتياج افتد زودتر لوازم مدد و كمك بظهور آيد ليكن در اينسال چون سردار روم كه در سال گذشته به تبريز آمده بازگشت در ديار بكر قشلاق كرده اگر چه گفتگوى صلح در ميان دارد اما اعتمادى بر اقوال روميان نيست بنابر تنظيم امور دولت عزيمت سفر آذربايجان در خاطر مصمم است و فسخ آن موجب مفاسد كليه اولى اينكه جناب خانى اين خانواده را خانهء خود دانسته در هر جا از ممالك محروسه اختيار نمايد رحل اقامت انداخته چند گاه بآسايش و استراحت پردازد كه انشاء الله تعالى در اينسال امور ضرورى سرحد را انتظامى داده خاطر از آن صوب جمع گردد در سال ديگر بتوفيق الله باتفاق يكديگر عنان عزيمت بصوب مقصد انعطاف داده لواى ملك ستانى برافرازيم . وليمحمد خان تصديق كرد كه حضرت اعلى را فسخ عزيمت آذربايجان كه در خاطر اشرف استقرار دارد لايق دولت نيست اما از كنگاش اتاليقان و بهادران رفيق قرارداد خاطرش آن بود كه بازگشتن او عاجلا بجانب ماوراء النهر لازم است و تأخير و تعويق در آن مناسب وقت نيست زيرا كه اكثر امراء و حكام اوزبكيه كه در آن ولايتاند گماشته و نصب كردهء اويند تا غايت نزد امام قليخان نيامده چشم انتظار در شاهراه اين طرف دارند و تا كافهء خلق سر بچنبر اطاعت او در نياوردهاند و او را هنوز شوكت و اقتدار تام حاصل نشده بدفع حادثه ميبايد پرداخت كه بعد از تمكن و استقرار او بر سرير دولت كار مشكلتر خواهد بود و رفاقت و همراهى جنود مرضى خاطر اوزبكيه نيست و يمكن كه اگر سپاه قزلباش همراه باشد موجب رميدگى خلق گشته از خوف و بيم جمعيتى كه ملحوظ خاطر است روى ندهد و چون از آثار سلف و اخبار ماضى بتحقيق پيوسته كه تا غاية هر كس از سلاطين اوزبكيه و چغتاى بدين دودمان قدس نشان كه خاندان ولايت و كرامت است توسل جسته بر حسب دلخواه كامروا گشته غرض از آمدن بدين صوب آن بود كه تيمنا و تبركا بسعادت ملاقات اشرف فايز گشته كمر همت از اين دولت بسته روى به مقصد آورد اكنون ملتمس آنكه توجهات ظاهر و باطن دريغ نداشته بهمت يار و مددكار باشند و اميدواريم كه بيمن توسل اين دودمان و الا و توجه ظاهرى و امداد باطنى همايون اعلى بر حسب نيت كامرواى مقصود و كامياب دولت گرديم و اگر مهم نوع ديگر باشد و آنچه مكنون خاطر دوستان است بظهور نه پيوندد و مدد و كومك قزلباش لازم افتد همان امراء و لشكريان خراسان كافىاند اشاره فرمايند كه بيگلربيگى خراسان با جنود قزلباش آمادهء كومك بوده هر گاه احتياج افتد همراه فرزند اعز رستم محمد كه در هرات است روانه شوند و حضرت اعلى را از شمول عاطفت و مهربانى مطلب آن بود كه چون به اين دودمان و الا توسل جسته در تدارك اختلال احوال او كه امريست عظيم و كاريست بزرگ بتأنى و تأمل فكرى بصواب انديشند زيرا كه ميانهء او و اوزبكيه بفساد انجاميده چندان وثوق و اعتمادى [ 594 ] برايشان نمانده بود تا آنكه چند مرتبه مجالس كنگاش انعقاد يافته ريش سفيدان و معتمدانش بازگشتن را بتعجيل بيمدد و كومك قزلباش صايب شمرده مبالغه بسرحد افراط رسانيدند و از جانب خراسان نيز اخبار ميرسيد كه جمعى كثير از سپاه اوزبك منتظر ورود مقدم خانند بعد از گفتگوى بسيار جناب خانى جانب رفتن را ترجيح داده نيك و بد آن را به گردن خود گرفتند و حضرت